محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
60
اكسير اعظم ( فارسى )
سكبينج جاوشير مقل اشق زنجبيل انزروت سورنجان شقاقل شحم حنظل نمك هندى جندبيدستر زرنباد قسط ماهيزهرج برگ سداب انيسون باديان بورهء ارمنى فانيذ مساوى و بعضى ميعه و جبلهنگ در آن زياده مىكنند و ايارج هرمس بسيار نافع است در فصل ربيع چند روز متواتر دهند كمتر آن يك هفته و در طبيخ كفتار و طبيخ روباه نشستن سود دارد و آن را كه هيچ علاج فائده نكند نفظ سفيد از درمى تا مثقالى سه روز با شراب دهند . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه در عرق النسا هر صبح جلاب از باديان و انيسون و تخم كرفس هر واحد سه درم و گلقند عسلى ده درم بنوشانند و غذا مزورهء نخوداب به مغز قرطم دهند و يا هر صباح جلابى از خشكنجبين ده درم و اصل السوس سه درم بخورانند و صاحب اين مرض از تناول اطعمهء كثير الغذا بطى الانهضام و سائر فواكه و شب خوارى و آب سرد احتراز كند و به اشياى لينة التحليل و يا بارد ضماد نكنند زيرا كه اين عضو كثير اللحم است قوت دوا تا مفصل نرسد بلكه عضو را صلب كند و از تحليل منع كند . و هرگاه نضج در قاروره ظاهر شود تليين طبيعت به مطبوخ سورنجان يا به حب صبر يا بنقوع آن نمايند و ملينات و مسهلات و حبوب منقى بلغم استعمال نكنند مگر بعد نضج تام تا ماده رقيق تحليل نشود و كثيف آن متحجر نگردد پس درد اشتداد نمايد و بعد تنقيهء تام اين ضماد و نطول به كار برند و نسخه اين هر دو در علاج عرق النساى حار در قول صاحب كامل گذشت و در هر هفته سه مرتبه قيء كنند و يا اين ضماد كنند كه در شقاى اين مرض از ضماد مذكور قوىتر است : صفت آن پوست بيخ كبر پودينه عاقرقرحا هر واحد ده درم عصارهء قثاء الحمار حب الغار هر واحد پنج درم نطرون قسط تلخ هر واحد درم حب الرشاد يك درم همه را باريك سائيده بحرير بيخته زفت پنج درم را به روغن زنبق يا زيت گداخته ادويه بدان آميزند و ضماد كنند . و اگر مرض به اين معالجه زائل شود فبها و الا از معالجه ملول نشوند زيرا كه مفصل ورك عميق غائر است مادهء غليظ از آن بتمامه خارج نمىشود و اين حقنه به عمل آرند خارخسك و قرطم هر دو كوفته هر واحد يك كف شبت و بابونه و سداب هر واحد هفت درم قنطوريون دقيق و پوست بيخ كبر هر واحد ده درم حلبه و بزر كتان هر واحد چهار درم سناى مكى ده درم سبوس گندم يك كف زيره سه درم همه را در شش رطل آب بپزند تا به يك نيم رطل بازآيد صاف كرده مرى و روغن قسط و ناردين و سوسن هر واحد ده درم بورهء ارمنى نيم درم فلوس خيارشنبر پانزده درم آميخته در محقنه انداخته نيمگرم حقنه كنند . و اگر مرض مزمن گردد و طول كند بايد كه قيء و حقنه متواتر كنند و در مسهلات قنطوريون دقيق و سورنجان و بوزيدان زياده نمايند كه اين ادويه را با وجود استفراغ بلغم خاصيت شريفه در عرق النسا است و در علاج اين اهمال نورزند كه به سرعت به سوى لنگى مىانجامد . و اگر درد اشتداد نمايد مريض را طاقت برداشت آن نباشد مخدرات مثل فلونياى رومى و برشعثا بدهند تا مريض زمانى استراحت نمايد و قوت او رجوع كند بعد از آن اعادهء علاج كنند و بدون احتياج شديد دواى مخدر استعمال نكنند و اين سفوف صاحب اين مرض را نافع است : صفت آن سورنجان پنج درم باديان مغز بادام مقشر هر واحد سه درم زعفران نيم درم سناى مكى ده درم شكر برابر همه شربتى سه درم به آب و مالش عضو به روغن قثاء الحمار و روغن قسط و زنبق و خيرى زرد نمايند و در آب كبريتى و نطرونى و زاجى و نفطى و آب درياى شور و مانند آن نشانند . و اگر به اين معالجات تسكين نيابد برحق ورك محاجم نارى نهند و تعليق علق نمايند و الا به حكم آخر الدواء الكى داغ بر آن موضع گذارند . [ ابن نوح ] ابن نوح گويد كه اگر عرق النسا از خلط بارد خام باشد اولا قيء استعمال كنند بعده حب سورنجان كبير معروف بمقيم الزمنى بخورانند : صفت آن ايارج فيقرا تربد مدبر هر يك ده درم شحم حنظل قنطوريون دقيق سورنجان بوزيدان ماهيزهرج هر يك پنج درم فرفيون دو درم زنجبيل شيطرج خردل فلفل جندبيدستر هر واحد يك درم حبها سازند شربتى از دو و نيم درم تا سه درم و حقنه به ادويهء حاره كنند و آنچه مخصوص به اين مرض است حقنهء بيخ سوسن است كه در قول مجوسى گذشت و يا حرف به آب پختهء زيت در آن انداخته حقنه نمايند . و چون درد شدت كند ايضاً يك مثقال از آن به روغن يا به شير بخورند و يا شياف عرطنيثا شحم حنظل و سكبينج بردارند و فتيلهء معمول از راسن مجفف و انزروت يا خربق معقود به عسل نافع است و بعد تنقيه مالش روغن فرفيون نفع كند و يا مغز تخم بيد انجير به سركه بسايند و به عسل سرشته ضماد كنند و همچنين ضماد پودينه كه آن را در جذب ماده از عمق خاصيتى است و لفظ را نيز اين خاصيت است و همچنين فقاح اذخر را چون امر مضطر گردد ادمان حقنهها كنند تا كه سحج پيدا نمايد كه ايشان از سحج به شوند . و چون مرض مزمن شود و طول كند ضماد مقرح كه در قول جرجانى گذشت به كار برند تا آنكه آبله افكند و از آن آب سائل شود و تكميد به آب گرم نمايند و چند روز بگذارند . و اگر مرض زائل نشود اعادهء آن كنند و مريض را گرسنه دارند تا اخلاط او قلت پذيرد . و اگر طول كند و خوف خلع رأس ورك باشد بر سر ران داغ مثل دائره نهند و صاحبان اين مرض در صحت خود مداومت قيء نمايند و تلطيف تدبير كنند و از اغذيهء غليظه و تواتر سكر اجتناب ورزند . و جالينوس گويد كه سوارى براى وجع الورك مضر است زيرا كه به سوى آن فضلات بريزد . و نياذوق گويد كه علاج عرق النسا مشكل است چون زنان و امزجهء رطبهء لحميه را و در سرين چپ افتد . و محمد بن زكريا گفته كه چون ارادهء داغ سرين باشد بايد كه به مكان او رد كنند تا مستوى گردد بعده داغ كنند و الا رد او بعد داغ غير ممكن است .